دنج ترین گوشه رویا پاکت سیگار جاسیگاری ناپیدا میز -دو لیوان وودکای سرد- تودرخیال باطل من درهراس صدای دیوارها به گوش میرسد. نیاز خواهش تردید شاید گاهی عشقی... جسارت هم آغوشی لب های وحشی دستهای حسرت بار لمس شهر تن من دعای شیطان آهی ناله ای دردی... به ناگاه حیا گریخت آهنگ دو ضربی هم آغوشی نفس های سریع لذت و لذت چند دقیقه فقط.... چشمهای بسته لخت مادرزاد به خواب رفت سیگار می خواهم میز دنج ترین گوشه رویا دو لیوان وودکای سرد سیگار .......
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 3:37  توسط سودا"sevda"
|
"عليش" دسته گلي ترد در دست ميگيري وسيگاري خاموش بر لب داري قدم ميزني هوا ابري است آسمان بغض دارد مي آيي به خانه من جايي آرام و غريب پريشاني زير لب شعري را که بر سنگي حک شده ميخواني دردلت فرياد ميزني"سودا" ميشنوم "عليش"عزيزکم گريه نکن. به زودي تو هم خواهي مرد. به زودي ............