|
|
عفو کن این قلب کم سال را

شبی پناه بردم به خلوتگاهی که از هزاران مجنون آواره دزدیده بودمش
سیگاری آتش زدم.
وای از بغض اگر نشکند.
سایه روشن ها دهن کجی میکنند.
کسی انگار با صدای سوت من میرقصد.
چه میگذشت بر من در آن خلوت دنج
دور از چشم های هیز مردمان زمین
آنان که مرا انگار عریان مینگرند
شهوت از چشمانشان زبانه میکشد
آه
یاد توکمرنگ شده
شاید رو به بیرنگیست
درخت زندگی ما میوه نداشت.
پوسیدگی باقیست.
کاش ریشه اش هم میمرد.
دود دور سرم میچرخد.
دلم حرف میخواهد.
رفتی سال پیش همین وقت
من برای تو دیوانه ام هنوز
چه لذتی میبرم
آه
چه لذتی میبرم
از این خلوت تاریک
لعنت
لعنت به "تق تقی"مزاحم
بغض را بگو
بغض را بگو
مرگ من نزدیک است.
عفو کن این قلب کم سال را

پ.ن۱:فیلم " یک بوس کوچولو".......دوست داشتید نبینید.
پ.ن۲:فیلم"مکس"این هم چیزی واسه گفتن نداره.
پ.ن۳:یک فیلم خیلی خوب آرزو میکنم.